ریزش وحشتناک ناشران!

ریزش وحشتناک ناشران!

به گزارش آتی جو، یک ناشر می گوید: با دست فرمان فعلی شاهد ریزش وحشتناکی در میان ناشران خواهیم بود و عده زیادی از این کار خارج خواهند شد چونکه توانایی ادامه مسیر را ندارند.


جمال خداپناهی، مدیر انتشارات بهنام در گفت و گو با ایسنا در رابطه با تاثیر تک نرخی شدن ارز و به تبع آن حذف ارز ترجیحی کاغذ بر نشر کتاب در کشورمان، اظهار نمود: حذف ارز ترجیحی تنها عامل گرانی کاغذ و رکود بازار کتاب نیست. همه ما در این کشور داریم زندگی می نماییم و شاهد تورم ۴۰ درصدی و ۶۰ درصدی هستیم، کاغذ هم یکی از اقلام است. اگر برگردیم به قبل تر، زمانی کاغذ به صورت معمول بوسیله اتاق تجاری وارد شده و در اختیار ناشران قرار می گرفت. در کنار آن کارخانه کاغذ پارس فعال بود و به نسبت کاغذ خوبی تولید می کرد. آن زمان کاغذ مازندران هم بود که کسی تقریباً از آن استفاده نمی کرد مگر این که مقواهایشان گاه مورد استفاده قرار می گرفت.
او افزود: در دوره ای تصمیم گرفته شد سهمیه کاغذ قطع شود اما قرار بود رقمی که به عنوان سوبسید کاغذ داده می شد به نحو دیگری در اختیار ناشران قرار گیرد که این طرح خرید کتاب از ناشران بود، البته این اتفاق، آن زمان نیفتاد، اگر هم کتابی از تعدادی مشخص خریداری شد، بخش عمده ای از ناشران دولتی بود. یک مرتبه شاهد بودم انبار انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط خود وزارت خانه خریداری شد! یعنی چیزی بسمت ناشران خصوصی نیامد و فقط کاغذ حذف شد. در دوره بعد حجم زیادی از ناشران توانستند کاغذ دریافت نمایند که نسبتا رونقی در بازار نشر و کتاب بوجود آمد. با انتهای دوره چهارساله، مسؤلان وزارت خانه سیستم را تغییر داده و مسیری دیگری در پیش گرفتند که گزارشی از عملکرد آنها منتشر نشد البته ظاهرا در انتهای دوره کاریشان لیستی منتشر نمودند ولی ناشران عمومی و غیردولتی کاغذی دریافت نکردند. الان بالاتر از دو سال است که سهمیه کاغذ نداریم.
خداپناهی با اعلان اینکه با حذف ارز ترجیحی، کاغذ هم مانند بسیاری از چیزها دستخوش تورم شد، اظهار داشت: امروز کاغذ ۹۰*۶۰ در بازار حدود ۳ میلیون تومان است، فقط کاغذ نیست و به تبع کاغذ، سایر مسایل نیز دست خوش تغییر می شود. قیاس مع الفارق است، امکان دارد بنزین از هزار تومان بشود ۱۵۰۰ تومان، خب اگر یک ماشین ۳۰ لیتر بنزین مصرف کند مابه تفاوت آن ۱۵ هزار تومان می شود و به جایی برنمی خورد اما به تبع این افزایش، قیمت تمام اقلام در ارتباط با خودرو نیز تغییر می کند و گران می شود؛ از کرایه ها تا هرآنچه در ارتباط با اتومبیل است. در رابطه با صنعت نشر هم همین است؛ زمانیکه ارز ترجیحی کم می شود، مرکب گران می شود، زینک گران می شود، چسب گران می شود و.... صحافی و چاپ را نیز دستخوش حادثه می کند و گران می شوند؛ درنتیجه این کتاب زبان دار بی زبان نرخش به جایی می رسد که از سبد خانوار حذف می شود. از مردمی که امروز غم نان دارند و نمی توانند هزینه های جاری خویش را به خوبی مدیریت کنند، نمی شود انتظار داشت برای کتاب صفحه ای ۲۰۰۰ و ۲۵۰۰ تومان هزینه کنند.
او با اعلان اینکه ظاهر امر این است که ارز ترجیحی حذف گردیده است اما باطنش این است که همه چیز از بین رفته است، اشاره کرد: حدود ۴۰ روز از شوکی که به بازار کتاب وارد شده می گذرد اما هنوز مرتفع نشده است. در عمل تولید نداریم، کتاب هزارصفحه ای با قیمت صفحه ای ۲۵۰۰ تومان می شود ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان. درست است که هر کتاب بهای خویش را دارد اما چند نفر توان خرید این کتاب را دارند؟ بدین سبب چیزهای دیگری مانند زمینه های مجازی می آیند کمک می کنند به خرید کتاب.
این فعال نشر تاکید کرد: البته در همین بازار بلبشو و خیلی خراب کسانیکه کتاب فیک تولید می کنند هم هستند، حتی بساطی های کنار خیابان هم هستند. اساسا با همین دست فرمان و با همین آهنگ، ریزش وحشتناکی را در میان ناشران طی دو سه ماه آتی شاهد خواهیم بود. عده زیادی از این کار خارج خواهند شد چون توانایی ادامه مسیر را ندارند. کارکنان خویش را تعدیل می کنند و کار به جایی می رسد که کتاب جدیدی منتشر نمی شود و یا اگر بشود محدود و گران خواهد بود و کسی توانایی خرید آنرا نخواهد داشت.
او با اعلان اینکه هر صنفی یک متولی دارد و متولی نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، اظهار نمود: پس از سال ها تعریف وزارت محترم به خوبی برای ما مشخص نیست. آیا وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد فقط نقش کنترل و تصدی گری بر کار ناشران است؟ وظیفه اش این است که به کتاب ها ایراد بگیرد و اجازه انتشار بدهد یا ندهد؟ آیا هیچ کار دیگری ندارد؟ اصلاً در وزارت ارشاد بودجه فقط خرج برگزاری نمایشگاه کتاب در حقیقت فروشگاه بزرگ با حضور ناشران، نمایشگاه مجازی کتاب، طرح های فصلی و نمایشگاه های استانی می شود؟ این طرح ها درنهایت به تعداد انگشتان دست نمی رسد. ورزات فرهنگ و ارشاد اسلامی نقش خویش را مشخص نماید که غیر از تصدی گری بر ناشران، کار دیگری ندارد؟
خداپناهی اضافه کرد: بهتر است بودجه ای را که نمی دانیم چقدر است و صرف اموری می شود که نمی دانیم چیست و به کاغذ داده نمی شود در جایی مانند نهاد کتابخانه ها برای تأمین کتاب های سه هزار کتابخانه عمومی در کشور صرف شود وگرنه امروز دادن کاغذ یارانه ای با هر قیمت دردی از ناشر دوا نمی نماید. اگر بگویند ۲۰۰ بند کاغذ یک میلیون تومانی می دهیم، واقعاً به درد من نمی خورد، فقط کاغذها را سیاه می کنم و در انبار می گذارم برای اینکه فروش زیر خط فقر است. اگر وام کم بهره بدهند، کاری که در دوران کرونا، یکی دوباری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام داد، امروز دردی را دوا نخواهد کرد برای اینکه درآمدی ندارم که بتوانم اقساط را پرداخت کنم.
او با اشاره به این که در ایام پایانی سال قرار داریم و حدود ۳۰ روز کاری تا انتهای سال مانده است، اظهار داشت: دیگر مجالی برای انجام کار نیست. ناشری که حدود ۳۰ کارمند دارد در آخر سال مقرر است بابت حقوق و پاداش و عیدی رقمی به آنها پرداخت کند، با فروش و گردش مالی سال جاری، چطور مقرر است این کار را انجام دهد؟ از ناشرانی که ۳۰۰ پرسنل دارند بگذریم. حتی ناشران کوچک که طبیعتاً حجم کار و گستردگی کارشان جمع وجور است هم مشکل دارند. حذف ارز ترجیحی یک دفعه اتفاق نیفتاده است، وزارت خانه می دانست ارز یارانه ای برداشته می شود و نرخ ارز به یک عدد ثابت برای همه امور می رسد، الان هم ۴۰ روز از این تصمیم گذشته است، آیا کسی کاری کرده یا حرفی زده و راهکاری داده است؟ هیچ چیز. بدین سبب طرح دادن، الآن فقط حرف زدن است وگرنه عملی در پشت آن نیست.
این ناشر با تکیه بر این که اعطای وام و کاغذ یارانه ای دردی از ناشر دوا نمی کند، بیان کرد: حضور و ورود سازمان دولتی در امری مانند نشر کتاب، بیشتر مخرب است تا مثبت برای اینکه آنها فارغ از دنیای این صنف هستند و اطلاعاتی از آن ندارند. جسارت نمی کنم، امکان دارد اشخاصی باشند که دانش زیادی دارند ولی نکته این است که تصمیم گرفتن برای یک صنف با سیستم دولتی و کارمندی نمی خواند.
او با اشاره به حدود ۲۳ هزار مجوز پروانه نشر، اظهار داشت: از این میان۱۶ هزار نشر، فعالیتی ندارند؛ در نمایشگاه کتاب مجموع ناشران حاضر به سه تا چهارهزار نشر می رسد. بدین سبب این همه پروانه نشر خود داستانی دارد برای اینکه اگر قرار باشد کاری صورت گیرد باید برای بیست و چندهزار ناشر دیده شود، بیست و چندهزار ناشری که ۱۶ تا ۱۷ هزارتای آنها کار نمی کنند، شاید سالی چهار کتاب می سازند که مجوز نشرشان تمدید شود.
خداپناهی تاکید کرد: اگر کاغذ داده شود، یک جورهایی می تواند فساد ایجاد نماید. من مخالف کاغذ با یارانه دولتی نیستم اما حرفم این است باید به دست تولیدکننده برسد. اگر باردیگر اتفاق بیفتد از آن ۱۶ تا ۱۷ هزارتا امکان دارد هفت تا هشت هزار با لطایف الحیلی کاغذ بگیرند و حواله ها سر از ظهیرالاسلام درآورد، هرچند نمی شود حرجی وارد کرد برای اینکه نه کار می کنند و نه اقتصادشان اقتصاد برقرای است بدین سبب امکان دارد بروند کاغذ را بفروشند که امری طبیعی است.
او با اعلان اینکه تورمی که امروز در کشورمان حاکم است فقط در ارتباط با نشر کتاب نیست و بر تمام اجزای صنوف مختلف حاکم شده است، اظهار داشت: مردم به گروهی از اصناف نیاز دارند، طبیعتا مردم مجبورند با آنها مراوده داشته باشند اما گروهی مانند ناشران که کالاهایشان به صورتی کالای لوکس شمرده می شود و در رتبه چندم سبد خانوار قرار دارد، می تواند مورد اقبال و گذر مردم قرار نگیرد. الان انتظار ندارم که وزارت خانه به عنوان نهاد دولتی در کار من وارد شود. حرفم این است در شرایطی که بودجه ای برای فرهنگ در نظر گرفته می شود، به جای این که به گروهی اختصاص پیدا کند که کتاب ها را می خوانند و به آن ایراد می گیرند، به تجهیز و تأمین کتابخانه های تمام کشور تخصیص یابد. این منطقی تر است و هر ناشری به فراخور عنوان هایی که منتشر کرد، سهیم می شود، دلخوش است که زحمتی که برای تولید کتاب کشیده است، در جایی در معرض دید قرار می گیرد و در انبار نشر یا انبار توزیع کننده و قفسه کتابفروشی نمی ماند، چون مردم پول ندارند کتاب بخرند. به دید من کاری که می تواند کمک نماید این است، البته این مساله با عنایت به این که دولتی است، سلیقه در آن وارد می شود، این که از فلان نشر بخریم و از فلان نشر نخریم، این کتاب را بخریم، آنرا نخریم. این گرفتاری ها وجود دارد و کار دیگری نمی شود صورت گیرد. آنقدر بلاتکلیف شده ایم که «از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید.»



منبع:

1404/11/26
09:25:44
0.0 / 5
614
تگهای خبر: بازار , حقوق , خرید , زندگی
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۴
لینک دوستان آتی جو
آتی جو